داستان کوتاه آدم آدم شو
آدم آدم شو ✍عبدالرضا صداقتنیا در یک روز سرد و خاکستری اواخر پاییز، با قدمهای…
داستان پفی / امیدواری
✍《عبدالرضا صداقتنیا》 داستان گوسفندی به نام پفی؛ انگشتنمای گله شده است از بس سر به…
مسابقه بادبادک پرانی
✍《عبدالرضا صداقتنیا》 پسرک و دخترک غریبه چو افتاده بود که در مسابقات بادبادکپرانی روستا پسرک…
